محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

19

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

على عليه السّلام با معاويه در تماس بودند و از او پول دريافت مىكردند و زمينه به خلافت رسيدن او را مهيا مىكردند . » « 1 » ( ألا و انّه سيأمركم بسبّى و البرائة منّى ) از ظاهر اين عبارت برمىآيد كه ناسزاگويى در حالت تقيه جائز است ؛ ولى بيزارى جستن از امام عليه السّلام جايز نيست . اين تفاوت شايد ناشى از آن باشد كه امام عليه السّلام مطابق با فطرت و دين راستين خدا به دنيا آمد و بيزارى از او مستلزم بيزارى از اين دين است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و اهل بيت عليهم السّلام فراوان از بيزارى جستن از اسلام پرهيز داده‌اند و اين كار را گناهى غيرقابل برگشت شمرده‌اند . . . اين فرمان در خصوص بيزارى جستن از اسلام است و اما درباره بيزارى جستن از امام على عليه السّلام روايات مختلفى وجود دارد . برخى از روايات ، آن را جايز و برخى ديگر حرام مىدانند . اگر اين دو دسته روايات را بر قرآن عرضه كنيم و از آن شاهد بخواهيم ، روايات جواز برترى خواهند يافت : « هركس پس از ايمان به خدا باز كافر شود - نه آن‌كه به زبان و از روى اجبار كافر شود و دلش در ايمان استوار باشد - و از روى اختيار و رضايت و رغبت كافر شود ، دلش آكنده به ظلمت كفر گشته و بر آنها خشم و غضب خدا و عذاب سخت دوزخ خواهد بود . » « 2 » ظاهر اين آيه نشان مىدهد كه كفر زبانى از روى ناچارى ايرادى ندارد . . . شيخ انصارى نيز در اين باره مىنويسد : « قرائنى در برخى از روايات وجود دارد كه حكم جواز بيزارى جستن را تقويت مىكند . . . و شايد منظور

--> ( 1 ) . الفتنة الكبرى - 2 - عليّ عليه السّلام و بنوه ، طه حسين : 181 ، چاپ سال 1964 م . ( 2 ) . مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ نحل / 16 : 106 .